باید های دوران پس از تحریم

01 اسفند 1394

بایدهای دوران پس از تحریم
تحریم تمام شد این روزها همه از این مسئله می­گویند و خوشحالند که بالاخره یک فرایند پرفشار به پایان رسید. این خوشحالی زمانی ارزشمندتر می­شود که پایدار و مانا باشد و آن مسیر نمی­شود مگر آنکه با اقدامتی شایسته، آینده اقتصاد و فضای کسب و کار به گونه ای سامان یابد که باعث کاهش نرخ بیکاری، افزایش بهره وری، خارج کردن اقتصاد از رکود و رشد بیشتر اقتصادی برای کشور شود. در چنین فضایی شایسته است که به چند نکته توجه ویژه داشت:


1. انسجام بافت درونی اقتصاد: اقتصاد مقاومتی به عنوان پارادایم حاکم بر تمامی فعالیت­های اقتصادی کشور، زمانی محقق می­شود که بافت درونی اقتصاد ملی از انسجام برخوردار باشد. تحقق شایسته این امر مستلزم هماهنگی و هم سنخی در سیاست­گذاری ها و تصمیم سازی هاست. پرهیز از اعمال سیاست های متنافی و متناقض با منافع ملی و اعمال "بهداشت سیاسی" که ما را از مسمومیت سیاسی برحذر می دارد، از جمله این اقدامات است.

2. تبدیل تهدیدات به فرصت: جهان به گونه­ای جدید به ما نگاه می­کند، چنان که ما نیز چنین نگاه می­کنیم. پس ضروری است که در این باز تعریف مناسبات به راهی برویم که تاکنون نرفته­ایم. اکنون عصر کار پرتلاش است و باید راهبردی در دستور کار قرار گیرد که بتواند تهدیدات گذشته را به فرصتی بی­نظیر برای ساخت کشور تبدیل کند. دوران آزمون و خطا پایان یافته است و عصر شکار فرصت هاست. در چنین دورانی ما بیش از همیشه به مدیرانی نیازمندیم که توانایی شناخت و شکار فرصت­ها را دارند، افرادی که درک مناسبی از شرایط دارند و نه ذوق زده می­شوند و نه چشمانشان را یکسره بر موقعیت جدید می­بندند بلکه با استفاده هوشمندانه از فضای جدید سعی می­کنند فردایی به مراتب بهتر و درخشان تر بسازند.

3. سرعت روز افزون علم: یونسکو اعلام کرده ما در دورانی زندگی می کنیم که نیمه عمر علم به کمتر از 3 ماه رسیده است، یعنی هر 3 ماه نیمی از علم زیر و رو می شود و هر 6 ماه کل علم تغییر می یابد. این حرف یعنی آنکه ما در ظرف یک سال 2 بار باید بنیادها و بنیان­های اندیشه­ای و علمی خود و سازمان را متناسب با تغییرات پیرامونی تغییر دهیم تا همراستا با جهان پر تحول کنونی شویم. نهادهای اقتصادی و سازمان­های حوزه کسب و کار مجبورند در چنین فضای پر سرعتی رقابت کنند در غیر این صورت شانسی برای بقا نخواهند داشت. این یک اجبار است و انتخاب دیگری وجود ندارد.

نتیجه: موقعیت کنونی به ما می­گوید که هیجان زده نشویم و بی جهت بار مطالبات را افزایش ندهیم اما بدانیم که از این فرصت تاریخی باید با درایت، دقت و فراست به گونه­ای استفاده کنیم تا بتوانیم بافت درونی اقتصاد ملی را با مجهز شدن به دانش روز، بازسازی و بهینه­سازی کنیم و در مسیر رشد، توسعه و تعالی قرار دهیم.